دو معما با پاسخ
سوال اول :
۱-یکی از پادشاهان قدیم چین بر وزیر خود خشم گرفت و خواست او را بکشد . به او گفت " دستور می دهم یا به چوبه دار آویخته شوی یا با تبر گردنت را بزنند. حال خودت بگو با کدام روش کشته می شوی؟ اگر راست بگویی با تبر گردنت را می زنند و اگر دروغ بگویی به دار آویخته خواهی شد ". وزیر منطق دان بود در پاسخ جمله ای گفت که نتوانستند هیچ یک از دو حکم را در باره او اجرا کنند. به نظر شما ابن جمله چه بود ؟
پاسخ 1
جمله ی وزیر به این صورت بوده است: "مرا با طناب به دار خواهی زد "
دلیل : از دو حالت که خارج نیست یا پیش بینی وزیر درست بوده است یا نه ، اگر درست پیش بینی کرده باشد طبیعتاٌ باید با طناب کشته شود اما پادشاه گفته است که اگر درست حدس بزنی با تبر کشته می شوی ! ملاحظه می کنید که در این حالت وزیر طبق شرط پادشاه کشته نمی شود . اما اگر این وزیر درست پیش بینی نکرده باشد پس قرار بوده با تبر کشته شود پس باز هم طبق گفته ی پادشاه باید با طناب به دار آویخته شود ! پس باز هم حرف پادشاه باهوش ! نقض می شود ولذا وزیر در این حالت هم کشته نمی شود .
سوال دوم :
۲- در سرزمینی دو دسته افراد که به ظاهر شبیه هم بودند زندگی می کردند. دسته اول که آنها را دسته الف می نامیم همواره راست می گفتند و دسته دوم همواره دروغ می گففتند و ما آنها را گروه ب می نامیم. روزی مسافری که به خصلت این مردم آشنا بود از آنجا می گذشت. در سر یک دو راهی یکی از این افراد را دید می خواست بپرسد که راه دهکده کدام است اما نمی دانست این شخص از کدام دسته است باید سوال خود را چگونه طرح کند تا فقط با یک سوال راه خود را پیدا کند؟
پاسخ 2
این شخص یکی از راه ها را در نظر گرفته و از یکی سوال می پرسد : اگر از شما پرسده بودم که آیا این راه به دهکده می رود یا نه آیا می گفتید بله ؟ چنانچه راه به دهکده برود جواب فرد چه راستگو باشد چه دوغگو بلی خواهد بود !
دلیل : اگر این شخص راستگو باشد پس راه به دهکده می رود . اگر دروغگو باشد باید دروغ خود را هم تکذیب کند یعنی اگر راه به دهکده برود سوال چنان زیرکانه طرح شده است که دروغگو را هم وادار به راستگویی می کند!؟ در واقع دروغگو می گوید اگر از من می پرسیدی که این راه به دهکده می رود می گفتم بله !
بنام پروردگار عالمیان